( گل آلوده ) گل آلوده. [ گ ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آلوده به گل :
به کفش گل آلوده بر تخت شاه
نشاید شدن کفش بفکن به راه.
نظامی.
گل آلوده ای راه مسجد گرفت
ز بخت نگون طالع اندرگرفت.
سعدی ( بوستان ).
گل آلوده معصیت را چه کار.
سعدی ( بوستان ).
و رجوع به گل آلود شود.