Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گفتن

تلفظ بین المللی : /ɡˈoftan/ تلفظ :‌ [g'oftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • گفتن مطالب بی اساس
  • گفتن کلماتی به منظور تهییج
  • راز گفتن
  • راست گفتن
  • رده گفتن
  • رک گفتن
  • سبوح گفتن
  • ستایش گفتن
  • سخته گفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گفتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص ) ( از: گف ( = گو ) + تن ، پسوند مصدری ) پهلوی ، گوفتن جزء اول از ریشه فارسی باستان گَوب ، و رجوع شود به نیبرگ ص 84، 85، کردی گوتن ، وخی ژوی -ام سریکلی خوی -ام و رجوع به هوبشمان شود. طبری بااوتن گفتن ، گیلکی بوتن ، بوگوتن ، بوگوفتن . سخن راندن. تکلم. صحبت کردن. بیان کردن. حرف زدن. تقریر کردن.بنظم درآوردن. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). قول.قیل. قولة. مقال. مقاله. ( منتهی ال...

فرهنگ عمید

حرف زدن، سخن راندن، ادا کردن سخن.

فرهنگ معین

(گُ تَ ) [ په . ] (مص م . ) ۱ - صحبت کردن ، حرف زدن . ۲ - به نظم درآوردن ، سرودن . ۳ - معتقد بودن . ۴ - آواز خواندن . ۵ - پنداشتن ، تصور کردن . ۶ - نامیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گفت گوید خواهد گفت بگوی گوینده گویا گویان گفته گوش گویش ) ۱ - سخن راندن صحبت کردن . ۲ - بنظم در آوردن سرودن : در مدح شاه ولایت علی علیه السلام گوید : ... ۴ - آواز خواندن : و بر اثر ایشان مطربان زدن و گفتن گرفتند . ۵ - نامیدن : غلامی که ویرا قماش گفتندی ... در آمد . ۶ - پنداشتن تصور کردن خیال کردن . توضیح : باین معنی غالبا بمنزل. قید تشبیه بکار رود . آنجا که سخن از حال و آینده است باید بصی...

گویش اصفهانی

تکیه ای: bevâǰi
طاری: vât(mun)
طامه ای: vâtan
طرقی: vâtmun
کشه ای: vâtmun
نطنزی: vâtan

گویش بختیاری

گفتن.

مترادف و متضاد

مقال

سرودن

نامیدن

پنداشتن، تصور کردن، خیال کردن، فرض کردن

اظهارداشتن، اعلام کردن، اقرار کردن، به‌عرض‌رساندن، بیان کردن، سخن‌راندن، صحبت کردن، عرض کردن، فرمودن، گپ‌زدن، گفتگو کردن، معروض‌داشتن، نقل کردن ≠ شنودن، شنیدن

۱. اظهارداشتن، اعلام کردن، اقرار کردن، بهعرضرساندن، بیان کردن، سخنراندن، صحبت کردن، عرض کردن، فرمودن، گپزدن، گفتگو کردن، معروضداشتن، نقل کردن ۲. سرودن ۳....

واژه نامه بختیاریکا

اَوُردن واوالا؛ گُدِن؛ ور گدِن

کلمات مرتبط

  • گفتن مطالب بی اساس
  • گفتن کلماتی به منظور تهییج
  • راز گفتن
  • راست گفتن
  • رده گفتن
  • رک گفتن
  • سبوح گفتن
  • ستایش گفتن
  • سخته گفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات