گفت . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش جغتای شهرستان سبزوار واقع در 6هزارگزی جنوب باختری جغتای ، سر راه مالرو عمومی شریف آباد قرار دارد. هوای آن معتدل و دارای 484 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه ، زیره و کنجد است . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است و از جغتای اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9)....
فرهنگ عمید
۱. گفتن. ۲. (اسم ) گفتار، کلام. * گفت وشنفت: (اسم مصدر ) = * گفت وشنید * گفت وشنو: (اسم مصدر ) = * گفت وشنید * گفت وشنود: (اسم مصدر ) = * گفت وشنید * گفت وشنید: (اسم مصدر ) گفتگو، گفتن و شنیدن، مباحثه.
۱ - ( صفت ) ستبر گنده هنگفت . ۲ - پارچه ای که بافت آن در هم و سوراخهای آن تنگ باشد : تا باغ و راغ را سلب سبز و گفت زرد ابر بهار بافد و باد خزان دهد ... . ( عبدالواسع جبلی ) دهی است از دهستان بخش جغتای شهرستان سبزوار
دانشنامه عمومی
say
گفت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:گفت (جغتای)گفت (سبزوار)wiki: استان خراسان رضوی ایران است.امام زاده سید عبدالله قلعه حفاظت مردم از مغول هابر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۴۹۹ نفر (در ۱۵۹ خانوار) بوده است.wiki: بخش روداب و در شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ایران.این روستا در دهستان خواشد قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۳۴ نفر ...