معیاری برای نمایش تمایل سامانه به چرخش حول یک نقطه
( اسم ) عزم . عزم در اصطلاح مکانیک
دانشنامه عمومی
گشتاور ممکن است در یکی از معانی زیر به کار رود:گشتاور نیرو، عامل مؤثر در گشتن جسم به دور یک محورتکانه زاویه ای، کمیتی برداری برای بیان وضعیت حرکتی سیستم های در حال حرکت دورانیگشتاور دو قطبی الکتریکی، معیاری برای اندازه گیری اختلاف بار و جهت دو یا چند بار الکتریکیگشتاور مغناطیسی، معیاری برای اندازه گیری قدرت منبع مغناطیسیگشتاور لختی، معیاری برای مشخص کردن مقاومت یک جسم در برابر تغییر سرعتشگشتاور خم...
مترادف و متضاد
torque(اسم)
طوق، چنبره، طوقه، گشتاور، گشتاوری، نیروی گشتاوری، نیروی پیچشی
فرهنگستان زبان و ادب
{moment} [فیزیک] معیاری برای نمایش تمایل سامانه به چرخش حول یک نقطه