گسل. [ گ ُ س ِ / س َ ] ( اِمص ) گسیختن . ( برهان ). || ( نف ) گسلنده : کدام است گفت از شما شیردل که آید سوی نیزه جان گسل.فردوسی.پیام من که رساند به یار مهرگسل که برشکستی و ما را هنوز پیوند است.سعدی.دلبندم آن پیمان گسل ، منظور چشم آرام دل نی نی دلاَّرامش مخوان کز دل بِبُرد آرام را.سعدی.|| رهاشونده. || ( ن مف ) گسیخته و رهاشده. || شکافته شده. ( ناظم الاطباء )....
فرهنگ عمید
۱. = گسلاندن ۲. گسلاننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): پیمان گسل.
فرهنگ معین
(گُ س ) (پس .) با بعضی واژه ها، معنای گسلنده می دهد. مانند: پیمان گسل .
(گُ سَ) (اِ.) شکست در بخشی از پوستة جامد زمین که باعث جابه جایی چینه ها می شود.
(گُ سَ ) (اِ. ) شکست در بخشی از پوستة جامد زمین که باعث جابه جایی چینه ها می شود. (گُ س ) (پس . ) با بعضی واژه ها، معنای گسلنده می دهد. مانند: پیمان گسل .
دانشنامه آزاد فارسی
گُسَل (fauthorlt)انواع گسل هاانواع گسل هاشکست صفحه ای در سنگ. در طول آن، سازندهای سنگ در یکی از سطوح جانبی نسبت به سطح دیگر جابه جاشده است. گسترۀ جابه جایی یا قطع شدگی گسل ها از مقیاس میکروسکوپی تا صدها کیلومتر متغیر است. قطع شدگی های بزرگ افقیِ طول گسل نتیجۀ تجمع حرکاتی کوچک، با اندازۀ چند متر یا کم تر، در دوره های زمانی طولانی است. حرکات بزرگ موجب زمین لرزه های محسوس می شوند. گسل گریت گلن در اسک...
فرهنگ فارسی
شکستگی یا منطقهای از شکستگی که دو سطح سنگ در امتداد آن به گونهای متفاوت جابهجا شده باشد
استفان باستانشناس فرانسوی ( و. پاریس ۱۸۶۴ و ف. ۱۹۳۲ م . ) . وی مولف آثار مهم درباره الجزیره است . ( اسم ) در بعضی ترکیبات بمعنی گسلنده آید : جان گسل پیمان گسل مهر گسل . گسیختن
دانشنامه عمومی
گسل یا گسله (به انگلیسی: Fauthorlt) به شکستگی هایی اطلاق می شود که سنگ های دو طرف صفحهٔ شکستگی نسبت به همدیگر حرکت کرده باشند. این جابه جایی می تواند از چند میلی متر تا صدها متر باشد. انرژی آزادشده به هنگام حرکت سریع گسل های فعال، عامل وقوع اغلب زمین لرزه ها است.گسل های پرشیب (High angle fauthorlts)گسل های کم شیب (Low angle fauthorlts)گسل های قائم (Vertical fauthorlts)گسل های بزرگ در پوسته زمین نت...
فرهنگستان زبان و ادب
{fauthorlt} [زمین شناسی، ژئوفیزیک] شکستگی یا منطقه ای از شکستگی که دو سطح سنگ در امتداد آن به گونه ای متفاوت جابه جا شده باشد