کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گستریده | کلماتور
معنی کلمه : گستریده
تلفظ بین المللی :
/ɡˌostarˈideː/
تلفظ :
[g,ostaR'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
گستریده شدن
راهبرد ترمیمی گسترده
زمان حال گسترده
شبکۀ گسترده
طیف گسترده
فرایند هوادهی گسترده
کاوش گسترده
گردوخاک گسترده
گساریده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
گستریده.[ گ ُ ت َ دَ / دِ ] ( ن مف ) منبسط. مبسوط :
ریاحین بر زمینش گستریده
درختانش به کیوان سرکشیده.
نظامی.
- گستریده اثر ؛ مجازاً نیکنام. مشهور. هر آنکه آثارش همه جا مشهور باشد :
اگر چنو دگرستی به مردمی و به فضل
چنو شدستی معروف گستریده اثر.
فرخی.
کلمات مرتبط
گستریده شدن
راهبرد ترمیمی گسترده
زمان حال گسترده
شبکۀ گسترده
طیف گسترده
فرایند هوادهی گسترده
کاوش گسترده
گردوخاک گسترده
گساریده
نظرات