معانی کلمه : گزند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آسیب، آزار.
۲. آفت.
۳. رنج.
۴. چشم زخم.
* گزند خوردن: (مصدر لازم ) آسیب دیدن.
* گزند دیدن: (مصدر لازم ) [قدیمی] آسیب دیدن، صدمه دیدن.
* گزند رساندن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] آسیب رساندن، صدمه زدن.
* گزند رسانیدن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] = گزند رساندن
۲. آفت.
۳. رنج.
۴. چشم زخم.
* گزند خوردن: (مصدر لازم ) آسیب دیدن.
* گزند دیدن: (مصدر لازم ) [قدیمی] آسیب دیدن، صدمه دیدن.
* گزند رساندن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] آسیب رساندن، صدمه زدن.
* گزند رسانیدن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] = گزند رساندن
فرهنگ معین
(گَ زَ ) [ په . ] (اِ. )۱ - آسیب ، آفت . ۲ - چشم زخم .
فرهنگ فارسی
آسیب، آزار، آفت، رنج، چشم زخم
( اسم ) ۱ - آسیب آفت : ترسیدم از بیم گزند خویش آهنگ هلاک من کنند . ۲ - زیان ضرر خسران : کار جهان خدای جهان این چنین نهاد نفع از پی گزند و نشیب از پی فراز . ( ازرقی ) ۳ - چشم زخم : از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک در دلبری بغایت خوبی رسیده ای . ( حافظ )
دهی در شهرستان های زاهدان و بیرجند
( اسم ) ۱ - آسیب آفت : ترسیدم از بیم گزند خویش آهنگ هلاک من کنند . ۲ - زیان ضرر خسران : کار جهان خدای جهان این چنین نهاد نفع از پی گزند و نشیب از پی فراز . ( ازرقی ) ۳ - چشم زخم : از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک در دلبری بغایت خوبی رسیده ای . ( حافظ )
دهی در شهرستان های زاهدان و بیرجند
دانشنامه عمومی
آسیب. ضربه. چو خواهی که از بدنیابی گزند...
مترادف و متضاد
harm (اسم)
اذیت، صدمه، خسارت، زیان، ضرر، اسیب، خسران، گزند
detriment (اسم)
خسارت، زیان، ضرر، گزند
واژه نامه بختیاریکا
نیش دُزِه
