Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گزند

تلفظ بین المللی : /ɡˈazand/ تلفظ :‌ [g'azand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • گزند امدن
  • گزند اوردن
  • گزند جستن
  • گزند خوردن
  • گزند دیدن
  • گزند رساندن
  • گزند رسانیدن
  • گزند رسیدن
  • گزند کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گزند. [ گ َ زَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان تمن بخش میرجاوه ٔشهرستان زاهدان ، واقع در 43000گزی جنوب باختری میرجاوه و 6000گزی باختر راه فرعی میرجاوه به خاش . دارای 50 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8)....

فرهنگ عمید

۱. آسیب، آزار.
۲. آفت.
۳. رنج.
۴. چشم زخم.
* گزند خوردن: (مصدر لازم ) آسیب دیدن.
* گزند دیدن: (مصدر لازم ) [قدیمی] آسیب دیدن، صدمه دیدن.
* گزند رساندن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] آسیب رساندن، صدمه زدن.
* گزند رسانیدن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] = گزند رساندن
۱. آسیب؛ آزار.۲. آفت.۳. رنج.۴. چشم‌زخم.⟨ گزند خوردن: (مصدر لازم) آسیب دیدن.⟨ گزند دیدن: (مصدر لازم) [...

فرهنگ معین

(گَ زَ ) [ په . ] (اِ. )۱ - آسیب ، آفت . ۲ - چشم زخم .

فرهنگ فارسی

آسیب، آزار، آفت، رنج، چشم زخم
( اسم ) ۱ - آسیب آفت : ترسیدم از بیم گزند خویش آهنگ هلاک من کنند . ۲ - زیان ضرر خسران : کار جهان خدای جهان این چنین نهاد نفع از پی گزند و نشیب از پی فراز . ( ازرقی ) ۳ - چشم زخم : از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک در دلبری بغایت خوبی رسیده ای . ( حافظ )
دهی در شهرستان های زاهدان و بیرجند

دانشنامه عمومی

آسیب. ضربه. چو خواهی که از بدنیابی گزند...

گزند نام مکانهای زیر است:گزند (درمیان)، روستایی در شهرستان درمیان استان خراسان جنوبیگزند (میرجاوه)، روستایی در شهرستان میرجاوه استان سیستان وبلوچستانwiki: سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۷۲ نفر (در ۲۳ خانوار) بوده است.wiki: استان سیستان و بلوچستان ایران است.wiki: دهستان تمین بخش لادیز شهرستان میرجاوه استان سیستان و بلوچستان ایر...

مترادف و متضاد

harm (اسم)
اذیت، صدمه، خسارت، زیان، ضرر، اسیب، خسران، گزند

detriment (اسم)
خسارت، زیان، ضرر، گزند

واژه نامه بختیاریکا

نیش دُزِه

کلمات مرتبط

  • گزند امدن
  • گزند اوردن
  • گزند جستن
  • گزند خوردن
  • گزند دیدن
  • گزند رساندن
  • گزند رسانیدن
  • گزند رسیدن
  • گزند کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات