معانی کلمه : گز
لغت نامه دهخدا
چند پختی تلخ و شور و تیز و گز
هم یکی بار امتحان شیرین بپز.
فرهنگ عمید
۱. = گَزیدن
۲. گزنده (در ترکیب با کلمه دیگر): غریبگز.
گس؛ زمخت: ◻︎ چند پختی تلخ و تیز و شور گز / این یکیبار امتحان شیرین بپز (مولوی: ۷۵۹).
واحد اندازهگیری طول برابر با ۱۶ گره.
〈 گز کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه] اندازه کردن پارچه یا زمین با گز؛ ذرع کردن.
فرهنگ معین
( ~ .) (ص .) گس .
( ~ .) (اِ.) نوعی پارچه .
( ~ .) (اِ.) نوعی تیر بی پر.
(گَ یا گِ) (اِ.) = گاز: دندان ، سن .
(گَ) (اِ.) واحد طول که در قدیم معادل 24 انگشت بود. ؛ ~نکرده پاره کردن کنایه از: کاری را نسنجیده و از روی بی فکر کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - قصبه ایست از دهستان انزان بخش بندر گز شهرستان گرگان واقع در ۳/۵ کیلومتری جنوب بندر گز معتدل مرطوب دارای ۱٠۶۲۱ تن سکنه محصول برنج غله توتون سیگار کنجد.
( اسم ) گزنده : بدو گفت کای بدتر از مار گز بمیدان که پوشد زره زیر خز ?
دهی در شهرستان بیرجند
( اسم ) گزنده : بدو گفت کای بدتر از مار گز بمیدان که پوشد زره زیر خز ?
دهی در شهرستان بیرجند
دانشنامه عمومی
(زل زدن) شبیه کلمه انگلیسی gaze
گویش مازنی
گردو
ور رفتن
سوزش ناشی از سوختن دردهای عصبی
واحد قدیمی طول به درازای یکصد و چهارسانتی متر
دو روستا به نام های گز شرقی و گز غربی در جنوب بندرگز
گز بندرگز از دهکده های بزرگ انزان شامل محلاتی قدیمی به نام ...
مترادف و متضاد
tamarisk (اسم)
گز، درخت گز
واژه نامه بختیاریکا
( گز * ) آب زیر کاه؛ مخفی کار؛ گزیر
( گَز ) ( فا ) ؛ از گونه های درختان گرمسیری
واحدیست حدود یک متر؛ به اندازه از روی دماغ تا انتهای شست دستی که موازی شانه و عمود بر بدن راست شده باشد.
( گَز ) ( فا ) ؛ از گونه های درختان گرمسیری
واحدیست حدود یک متر؛ به اندازه از روی دماغ تا انتهای شست دستی که موازی شانه و عمود بر بدن راست شده باشد.
فرهنگستان زبان و ادب
{Tamarix} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از گزیان درختی یا درختچه ای همیشه سبز یا خزان دار با حدود 50 تا 60 گونه که بومی نواحی خشک اوراسیا یا افریقا هستند و معمولاً در خاک های شور می رویند و میتوانند شرایط قلیایی را نیز تحمل کنند؛ برگ های آنها فلس مانند است...
