کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گریخته-خواب | کلماتور
معانی کلمه : گریخته خواب
تلفظ بین المللی :
/ɡorˈixteː xˈɑb/
تلفظ :
[goR'ixte: x'Ab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خواب گریختن
خواب گریه ها
گریخته
نا گریخته
کسی که جسته و گریخته میخواند
جسته گریخته
کوه قلعه گریخته
محکوم به مرگی گریخته است
رنگ گریختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گریخته خواب. [ گ ُ ت َ / ت ِ خوا / خا ] ( ص مرکب ) چشمی که خواب نتواند کرد. ( آنندراج ). بی خواب شده. بخواب نرونده :
به دل طپیدن شب زنده دار مرده فراق
به چشم اشک پراکنده و گریخته خواب.
زلالی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
چشمی که خواب نتواند کرد بی خواب شده : بدل طپیدن شب زنده دار مرده فراق بچشم اشک پراکنده و گریخته خواب . ( زلالی )
کلمات مرتبط
خواب گریختن
خواب گریه ها
گریخته
نا گریخته
کسی که جسته و گریخته میخواند
جسته گریخته
کوه قلعه گریخته
محکوم به مرگی گریخته است
رنگ گریختن
نظرات