گرگینه. [گ ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) مطلق پوستین را گویند. ( برهان ) ( غیاث ). نوعی از پوستین. ( آنندراج ) : ز باران کجا ترسد آن گرگ پیر که گرگینه پوشد بجای حریر.
نظامی.
صیدگاهش ز خون دریاجوش گاه گرگینه گه پلنگی پوش.
نظامی.
فرهنگ عمید
۱. پوست گرگ. ۲. نوعی پوستین.
فرهنگ معین
(گُ نِ ) (اِمر. ) پوستین .
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) منسوب به گرگ . ۲ - ( اسم ) پوست گرگ . ۳ - نوعی از پوستین : صید گاهش زخون دریا جوش گاه گرگینه گه پلنگی پوش . ( نظامی )
دانشنامه عمومی
گُرگینه یا گرگ دیس یا گرگ آدم موجودی افسانه ای و از خرافات مردم اروپا است. گرگینه انسانی است که هنگام ماه کامل (ماه شب چهارده) به صورت گرگ درمی آید.گُربینه (Werecat)خون آشاماز گرگینه ها در داستان های هزار و یک شب یاد شده و در این داستان ها آن راقُطرُب نامیده اند. زکریای رازی، پزشک ایرانی سده چهارم هجری، گرگینگی را گونه ای بیماری روانی دانسته است.گرگینگی یا گُرگ دیسی به توانایی انسان در تبدیل شدن ب...