گروها گروه. [ گ ُ گ ُ ] ( ق مرکب ) گروه از پس گروه. دسته دسته. فوج فوج : وز آن سوی هومان به کردار کوه بیاورد لشکر گروها گروه.فردوسی.رسیدند گردان میان دو کوه سپاه اندرآمدگروها گروه.فردوسی.همی رفت لشکر گروها گروه چو دریا بجوشید هامون و کوه.فردوسی.گریزان سپاهش گروها گروه نهادند سر سوی دریا و کوه.( گرشاسب نامه ).گریزندگان را گروها گروه همی خواند از هر رهی سوی کوه.( گرشاسب نامه ).دد و دام را از بیابان ...
فرهنگ عمید
گروه گروه، دسته دسته، فوج فوج.
فرهنگ فارسی
مشکل از گروههای متهدد دسته دسته فوج فوج : گذر کرد باید ابر هفت کوه زدیوان بهر جا گروها گروه .