کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گروه-بندی | کلماتور
معانی کلمه : گروه بندی
تلفظ بین المللی :
/ɡˌoruːhbˈandi/
تلفظ :
[g,oRu:hb'andi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
گروه بندی داده ها
گروه بندی شده
گروه بندی کردن
گروه بندی خصلت ها
داده های گروه بندی شده
گرامر گروه بندی ترکیب کننده
مقیاس های گروه بندی اعداد
گرو بندی
گره بندی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
گروه بندی.[ گ ُ ب َ ] ( حامص مرکب ) به دسته دسته تقسیم کردن. || به دسته ها تقسیم کردن واحدهای نظامی را.
فرهنگ فارسی
تقسیم کردن واحدی است بدسته های مختلف .
جدا کردن اشیای مشابه بهصورت مجموعه بدون دستهبندی ازپیشتعیینشده
مترادف و متضاد
grouping
(اسم)
دسته، طبقه بندی، دسته بندی، گروه بندی، گروه سازی
regimentation
(اسم)
گروه بندی، بصورت هنگ در اوردن
فرهنگستان زبان و ادب
{grouping} [باستان شناسی] جدا کردن اشیای مشابه به صورت مجموعه بدون دسته بندی ازپیش تعیین شده
کلمات مرتبط
گروه بندی داده ها
گروه بندی شده
گروه بندی کردن
گروه بندی خصلت ها
داده های گروه بندی شده
گرامر گروه بندی ترکیب کننده
مقیاس های گروه بندی اعداد
گرو بندی
گره بندی
نظرات