Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گره خورده

تلفظ بین المللی : /ɡˈereh xˈordeː/ تلفظ :‌ [g'eReh x'oRde:]
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • کارش گره خورده
  • گره خوردن
  • گره خوردگی موها
  • گره خوردگی موها که مانع حرکت شانه می شود
  • بره گرگ خورده
  • گه خوردن
  • خرده گروه
  • خرده گاه
  • خونده گری
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

فرهنگ عمید

۱. آنچه در آن گره ایجاد شده.
۲. [مجاز] مشکل و پیچیده.

فرهنگ فارسی

بهم گره زده شده، در هم پیچ و تاب خورده، گِرویده

۱ - چیزی که گرهی در آن ایجاد شده . ۲ - امری که در آن مشکلی پدید آمده .

کلمات مرتبط

  • کارش گره خورده
  • گره خوردن
  • گره خوردگی موها
  • گره خوردگی موها که مانع حرکت شانه می شود
  • بره گرگ خورده
  • گه خوردن
  • خرده گروه
  • خرده گاه
  • خونده گری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات