گرسیوز. [ گ َ سی وَ ] ( اِخ ) کرسیوز، در اوستا کرسوزده ( از دو جزء: کرسه ، لاغر و اندک ، و زده ، قوت ، پایداری ) به معنی استقامت و پایداری کم دارنده. نام برادر افراسیاب است. ( یشتها پورداود ج 1 ص 211 ) ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). نام برادر افراسیاب است که در قتل سیاوش ساعی بود. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) : ز دیگر سو افراسیاب و سپاه چو پیران وگرسیوز کینه خواه.فردوسی ( شاهنامه...
دانشنامه آزاد فارسی
گَرْسیوَزگَرْسیوَزدر شاهنامۀ فردوسی، پسر پشَنگ و برادر افراسیاب. گرسیوَز به هنگام تاختن افراسیاب به ایران سپهدار او بود. چون جنگ واقعی میان افراسیاب و سیاوش به آشتی انجامید و سیاوش، آزرده از پدر، توران را برای اقامت خود برگزید، پیران او را بر آن داشت تا با یکی از دختران گرسیوز ازدواج کند. سیاوش دستور داد که چهرۀ گرسیوز را بر دیوارهای سیاوُشگرد، که خود بنا نهاده بود نقاشی کنند، اما گرسیوز با دیدن س...
فرهنگ فارسی
برادر افراسیاب تورانی ( داستان ) . توضیح طبق وجه اشتقاق اصح با کفاف تازی ( کرسیوز ) است ولی با کاف فارسی شهرت یافته .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: garsivaz) به معنی دارندهی استقامت و پایداری اندک ؛ (در اعلام) برادر افراسیاب تورانی و پسر پشنگ .
اسم: گرسیوز (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: garsivaz) (فارسی: گَرسيوز) (انگلیسی: garsivaz) معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و برادر افراسیاب تورانی و از سرداران سپاه وی، دارنده ی استقامت و پایداری اندک، ( اَعلام ) ( در شاهنامه ) برادر افراسیاب، که او را به کشتن سیاوش برانگیخت ...