۱ - ( اسم ) قمر در شبهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم که مدور باشد : روی هر یک چون دو هفته گردماه جامهشان غفه سمورینشان کلاه . ( رودکی ) ۲ - ماه شب چهاردهم بدر ( خصوصا ) : خرمی از نوبهار و تازگی از سرخ گل نیکویی از گردماه و روشنی از آفتاب . ( فرخی ) ۳ - چهره صورت رخسار : همی گفت و زو نرگسان سیاه ستاره همی ریخت بر گردماه .