کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گرد-سر | کلماتور
معانی کلمه : گرد سر
تلفظ بین المللی :
/ɡˈard sˈar/
تلفظ :
[g'aRd s'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گرد سر کسی گردیدن
سر چاله گرد
گرد سرین
دچار طوفان و گرد باد یا سرما شدن
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
سر گود
سر فجارش گر
گردو سر
گره سر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گردسر.[ گ ِ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه سری گرد دارد :
ز دستهاشان پهنه ز پایها چوگان
ز گردسرها گوی اینت شاه و اینت جلال.
فرخی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 219 ).
رجل مُصَعْلَک ُ الرأس ؛ مرد گردسر. مُکَربَس الرأس. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
آنکه سری مدور دارد : زدستهاشان پهنه زپایها چوگان زگرد سر ها گوی اینت شاه و اینت جلال . ( فرخی )
کلمات مرتبط
گرد سر کسی گردیدن
سر چاله گرد
گرد سرین
دچار طوفان و گرد باد یا سرما شدن
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
سر گود
سر فجارش گر
گردو سر
گره سر
نظرات