کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گرد-اوری-کردن | کلماتور
معانی کلمه : گرد اوری کردن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈard ˈuːri kˈardan/
تلفظ :
[g'aRd 'u:Ri k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گردآوری کردن
گرد اوری و راندن احشام
راهبرد گردآوری اطلاعات
گردآوری
گردآوری اطلاعات
گردآوری داده ها
گردآوری سطحی
گردآوری نیاز
گرداوری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( گردآوری کردن )
گردآوری کردن. [ گ ِ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جمع کردن. گردآوردن. فراهم آوردن. و رجوع به گرد آوردن و گرد آوریدن شود.
فرهنگ فارسی
( گرد آوری کردن )
( مصدر ) گرد آوردن .
مترادف و متضاد
gather
(فعل)
جمع کردن، گرد کردن، گرد امدن، جمع شدن، بزرگ شدن، فراهم اوردن، نتیجه گرفتن، اجتماع کردن، گرد اوری کردن، استباط کردن
کلمات مرتبط
گردآوری کردن
گرد اوری و راندن احشام
راهبرد گردآوری اطلاعات
گردآوری
گردآوری اطلاعات
گردآوری داده ها
گردآوری سطحی
گردآوری نیاز
گرداوری
نظرات