گرانی . [ گ ِرْ را ] (اِخ ) از بلوکات گروس ، حد شمالی گرانی ، شرقی پیرتاج ، جنوبی سیلتان و غربی سیاه منصور، مرکز حسن آباد، عده ٔ قری 54، مساحت 8/8 فرسخ و جمعیت آن 11123 تن است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 450)....
فرهنگ عمید
۱. [مقابلِ ارزانی] گران بودن: ابر آبستن دُرّی ست گران / وز گرانیش گهر ارزان است (انوری: ۸۰ ).۲. [مقابلِ سبکی] سنگینی: یار لاغر نه سبک باشد و فربه نه گران / سبکی به ز گرانی به همه روی و شمار (فرخی: ۹۸ ).۳. (اسم ) (فیزیک ) [مجاز] ثقل، نیروی جاذبه.۴. (حاصل مصدر، اسم ) [قدیمی، مجاز] دردسر، مزاحمت.۵. [قدیمی، مجاز] تکبر، خودخواهی.۶. [قدیمی، مجاز] فراوانی.۷. [قدیمی، مجاز] دیرهضمی.۸. [قدیمی، مجاز] حاملگی،...
فرهنگ معین
(گِ ) (حامص . ) ۱ - بالا بودن نرخ و بها. ۲ - دیدار شخصی که ناگوار و ناپسند باشد.
فرهنگ فارسی
ربایش گرانشی در سطح هر سیاره یا جِرم آسمانی دیگر * مصوب فرهنگستان اول
از بلوکات گروس که در غرب پیر تاج و شمال سیلتان و شرق سیاه منصور واقع شده . عده ده های این بلوک ۵۴ و جمعیت آن ۱۱۱۲۳ تن است .۱ - پر قیمت بودن گرانبهایی مقابل ارزانی ۲ - سختی دشواری . ۳ - سنگینی ثقل مقابل سبکی : مثال نخستین گرانی و فروشدن که سنگ را از خویشتن بود . توضیح فرهنگستان این کلمه را بجای ثقل پذیرفته . یا گرانی دست و ...