گرامی . [ گ ِ ] (اِخ ) نام پسر جاماسب است که در جنگ ارجاسب کشته شد. رجوع به مزدیسنا چ 1 ص 354 شود : بیاید پس از سروران سپاه پس تهم جاماسب دستور شاه نبرده سواری گرامیش نام بماننده ٔ پور دستان سام ... دقیقی .رجوع به گرامی کرت شود....
پسر جاماسب که در جنگ ارجاسب کشته شد ( داستان ) . عزیز، مکرم، محترم، ارجمند ( صفت ) عزیز محترم : پذیره فرستاد خسرو سوار گرانمایگان گرامی هزار . توضیح در نظم و نثر فصیح همه جا گرامی ( گرامیک ) آمده و گرام - که در تداول بجای گرامی یا کرام عربی ( جمع کریم ) استعمال کنند درست نیست .
دانشنامه عمومی
گرامی (روستا) یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقیجایزه گرمیمحمدعلی گرامی از مراجع تقلید شیعه ایرانیبهرام گرامیاسماعیل گرامی مقدمگرامی (پسر جاماسپ)wiki: استان آذربایجان شرقی است که در دهستان نظرکهریزی بخش نظرکهریزی شهرستان هشترود واقع شده است.wiki: گرامی (هشترود)...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: gerāmi) بسیار ارجمند و دوست داشتنی ، عزیز ، ]این نام در ایران باستان پسرانه بوده و نام پسر جاماسب ، وزیر گشتاسب است[ .
اسم: گرامی (دختر، پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: gerāmi) (فارسی: گرامي) (انگلیسی: gerami) معنی: محترم، عزیز، از شخصیتهای شاهنامه، بسیار ارجمند و دوست داشتنی، [این نام در ایران باستان پسرانه بوده و نام پسر جاماسب، وزیر گشتاسب است]، ]این نام در ایران باستان پسرانه ...
مترادف و متضاد
ارجمند، دوستداشتنی، عزیز، محبوب، محترم، نازنین، والا
dear(صفت)
چیز عزیز و پربها، محبوب، گران، عزیز، گرامی، پر ارزش