Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گر

تلفظ بین المللی : /ɡˈar/ تلفظ :‌ [g'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • گَرْ
  • گُرّ
  • گِرَّ
  • گِر
  • گر برگشتن
  • گر داشتن
  • گر گرفتن
  • گر بزوئن
  • گر ریچارد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

گر. [ گ َ ] (اِخ ) کوهی است در جنوب شرقی بوشهر و کوه نمک . (جغرافیای طبیعی کیهان ص 55).

گر. [ گ َ ] (اِخ ) مرکز دهستان کوه شهری بخش کهنوج شهرستان جیرفت ، واقع در 160000گزی جنوب کهنوج و 25000گزی خاور راه فرعی کهنوج به میناب واقع است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8)....

فرهنگ عمید

اَگر#NAME?

۱. = جرب
۲. (صفت) ویژگی حیوان مبتلا به ‌جرب: بز گر، خر گر.
۳. (صفت) کچل.

۱. دارندۀ شغل و حرفه (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آهنگر، خنیاگر، درودگر، زرگر.
۲. انجام‌دهندۀ (در ترکیب با کلمۀ دیگر): ستمگر، غارتگر، فسونگر.

شعله؛ زبانۀ آتش.⟨ گر زدن: (مصدر لازم) [عامیانه] زبانه کشیدن آتش؛ شعله‌ور شدن؛ شعله زدن آتش؛ گر کشیدن.⟨ گر کشیدن: = ⟨ گر زدن...

فرهنگ معین

( ~ .) (اِ.) کوه .

(گَ) (حر رب . شرط .) مخفف اگر.

(گُ) (اِ.) (عا.) شعله ، زبانة آتش .

( ~ .) [ په . ] (اِ.) از بیماری های پوستی که باعث خارش و سوزش پوست بدن می شود.

( ~ .) [ په . ] (پس .) 1 - به آخر اسم معنی پیوندد و صفت فاعلی سازد: بیدادگر، کارگر. 2 - به آخر اسم ذات پیوندد و صیغة شغل سازد: آهنگر، درودگر.

( ~ . ) (اِ. ) کوه . ( ~ . ) [ په . ] (اِ. ) از بیماری های پوست...

فرهنگ فارسی

کوهی است در جنوب شرقی بوشهر و کوه نمک
( اسم ) کوه : گرشاه ( گلشاه پادشاه کوه ملک الجبل لقب کیومرث ) .

گویش مازنی

۱مشت ۲زبانه ی آتش

۱گره ی ریسمان ۲گره های چوب

۱زمین بی آب و خشک ۲از بیماری های پوستی که در اثر آن موی بدن ...

/gar/ زمین بی آب و خشک - از بیماری های پوستی که در اثر آن موی بدن و سر به یکباره فرو ریزد۳نام حومه ای در قائم شهر که دارای مراتع کم آب است ۴خرمن & مشت - زبانه ی آتش & گره ی ریسمان - گره های چوب

مترادف و متضاد

اگر، کچل، کل

۱. جرب
۲. اگر، کچل، کل

scab (اسم)خراش، اثر زخم، پوست زخم، دله، جرب، گری، گر، حکه، دلمه بستن زخمmange (اسم)جرب، مرض جرب، کچلی، گری، گرmangy (صفت)گر، مبتلا به جرب، مبتلا به گری، جرب دار...

واژه نامه بختیاریکا

( گَر ) از امراض
( گُر ) اوج؛ قله؛ نوک
( گَر ) بازنده
( گَـَر ) صخره بزرگ
گُر فیس
( گَر ) گوساله
( گِر ) گیر؛ مفصل
( گِر ) گیر؛ نشانه یا بِلکِه ای که پیش از واقع بر روی یک دختر نهند.
( گِر ) نوبت
( گِر ) وقفه؛ مکث
( گِر ) ( ● ) ؛ انتخاب

کلمات مرتبط

  • گَرْ
  • گُرّ
  • گِرَّ
  • گِر
  • گر برگشتن
  • گر داشتن
  • گر گرفتن
  • گر بزوئن
  • گر ریچارد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات