گدا.[ گ َ / گ ِ ] ( ص ، اِ ) در اوستایی گد ( خواهش کردن ، خواستن )، هندی باستان گوئیدیو ( خواهش میکنم )، کردی مستعار گهدا ( گدا )، گیلکی گدا . ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). || سائل بکف. دریوزه گر. راه نشین. دریوزه گر و سائل. ( آنندراج ). آنکه زبان به سؤال گشاید نزد همه کس. گدای .فقیر. مسکین. کشه. ( صحاح الفرس ). درویش. محتاج : هطرة؛ زاری و تذلل گدا پیش توانگر وقت. ( منتهی الارب ).هرگز جمال مال ...
فرهنگ عمید
۱. نادار، بینوا. ۲. کسی که وجه معاش خود را به رایگان از دیگران طلب کند. ۳. (صفت ) [عامیانه، مجاز] خسیس.
فرهنگ معین
(گَ یا گِ ) (ص . ) سایل ، دریوزه گر. ،~ی سامره کنایه از: گدای بسیار سمج . ، ~گشنه بسیار فقیر.
فرهنگ فارسی
ناداروبینواوکسی که وجه معاش خودرابرایگان ازدیگران طلب کند ( صفت ) آنکه از دیگران چیزی ( پول خوردنی و پوشیدنی ) برای رفع حاجت طلبد در یوزه گر سایل جمع : گدایان : گفت ( ملک ) این گدای شوخ مبذر را ... برانید . یا خان. گدایان . ( نرد ) خان. زیرین نرد خان. یک . یا گدای سامره . شخصی که باصرار و سماجت چیزی طلبد .
دانشنامه عمومی
گدا (ابهام زدایی). گدا ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:گدا (رمان)گدا (فیلم)wiki: فیلم است که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به عادل امام اشاره کرد.wiki: گدا (فیلم)...
نقل قول
گدا (رمان). گدا (به عربی: الشحاذ) نام رمانی از نجیب محفوظ است. این رمان در ۱۹۶۵ به چاپ رسیده است.• «وقتی دانشمندان با معادلات نامفهوم خود توجه همه را جلب کردند، هنرمندان بیچاره خواستند با ایجاد آثار عجیب و غریب و مرموز، تحسین مردم را برانگیزند و معلوم است که وقتی نتوانی با تفکر ژرف و طولانی، نگاه مردم را به سوی خود جلب کنی، چاره ای نداری جز این که وسط میدان اوپرا لخت شوی.»• «وقتی از روی عقل حرف ...
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ( ت ) سرقلی؛ ( ط ) دینارانی