گبرک. [ گ َ رَ ] ( اِ مصغر ) ( از: گبر + کاف تحقیر ) برای مزید استخفاف گبر را با کاف تحقیر استعمال میکردند. ( مزدیسنا دکتر معین ص 395 ). رجوع به گبر شود. جمع این کلمه گبرکان است. مرحوم ملک الشعراء بهار در تاریخ سیستان ص 16 حاشیه 2 آرد: غالب مورخین و شعرا لفظ «گبر» را مصغر کرده اند غیر از دقیقی که لغت «گبر» را هیچ نیاورده است. فردوسی گوید : همه پیش آذر بکشتندشان ره گبرکی درنوشتندشان.اینک شواهد استع...
فرهنگ عمید
گبر، زردشتی.
فرهنگ فارسی
۱ - کافرک ( در مقام تحقیر و توهین ) : رختجب دهی است ازو خان و اندروی گبرکان و خیاند ... . خمد از جاییست که اندرو بتخانه های و خیان است . ۲ - زردشتیک ( در مقام تحقیر ) جمع : گبرکان : و بسیار گبرکان مسلمان گشتند از نیکویی سیرت او .