معانی کلمه : گاه کبود
فرهنگ فارسی
دورهای در هر ماه قمری که در آن بین ربع تا نیمی از قرص ماه روشن است
فرهنگستان زبان و ادب
{grey time} [نجوم رصدی و آشکارسازها] دوره ای در هر ماه قمری که در آن بین ربع تا نیمی از قرص ماه روشن است

دورهای در هر ماه قمری که در آن بین ربع تا نیمی از قرص ماه روشن است