گاه شماری. [ ش ُ / ش ِ ] ( حامص مرکب ) تقی زاده نوشته اند: اصطلاح «گاه شماری » را که با اصطلاح آلمانی تزایت رشنونگ و اصطلاح قدیم عربی معرفةالمواقیت وفق میدهد وضع و مطرداً آن را استعمال کرده ایم چه برای حساب زمان بدبختانه ما در فارسی اسم مأنوسی نداریم. در کتب قدیمه لفظ «تاریخ » را برای این معنی نیز استعمال میکردند ولی چون این لفظ در کتب فارسی برای پنج معنی مختلف که به فرانسوی امروز بکلمات : دات ، ...
فرهنگ معین
(شُ یا ش ) (اِ. ) روش اندازه گیری و تقسیم بندی زمان به بخش های مساوی ، تقویم .
دانشنامه آزاد فارسی
گاه شماری (chronology)در باستان شناسی، بیان کردن متوالی رویدادها یا موضوعات در مقیاسی زمانی. گاه شماری، در مورد تاریخ های ثبت شده، با تقویم های رسمی مرتبط است، اما تعیین زمان پیش از تاریخ کار پیچیده تری است و به شواهد و قراین باستان شناختی و زمین شناختی بستگی دارد. فنون علمی سن یابی مطلق و روش های سن یابی نسبی موجب شده اند که ساختن گاه شماری معتبر برای محاسبۀ سرچشمه های تحول آدمی امکان پذیر شود ـ ...
فرهنگ فارسی
نگاهداشتن و معرفت حساب زمان معرفه المواقیت .
ترتیب روی دادن تغییرات و تحولات زبانی یا تنظیم این تغییرات به ترتیب زمان
دانشنامه عمومی
گاه شماری، گاه نگاری یا کرونولوژی (به انگلیسی: Chronology)، به عنوان علمی برای محاسبه زمان (Computing) یا دوره هایی از زمان و اختصاص رخدادها در تاریخ های دقیق وقوع آن ها تعریف می شود.تاریخ نگاریدر واقع کرونولوژی به معنای تخصیص رخدادها به تاریخ های زمانی دقیق آن ها می باشد که آن را علم قرار دادن وقایع در زمان نیز گفته اند. باید توجه داشت که کرونولوژی یک «علم محاسباتی» است که به «محاسبه زمان» و نه ا...
مترادف و متضاد
chronometry(اسم)
گاه شماری، وقت سنجی به طریق علمی، علم قیاس زمان
فرهنگستان زبان و ادب
{chronology} [زبان شناسی] ترتیب روی دادن تغییرات و تحولات زبانی یا تنظیم این تغییرات به ترتیب زمان