معانی کلمه : گازرگاه
لغت نامه دهخدا
گازرگاه . [ زُ / زَ ] (اِ مرکب ) جای رخت شویی . رخت شوی خانه . رجوع به گازرگه شود.
گازرگاه . [ زُ ] (اِخ ) نام موضعی است در شیراز که شیخ سعدی علیه الرحمه در آنجا آسوده است . (برهان ). حد شیراز قریب به مرقد شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی . (آنندراج ).
فرهنگ عمید
رخت شوی خانه، گازرخانه، گازرستان.
فرهنگ معین
( ~ . ) (اِمر. ) رخت شوی خانه .
فرهنگ فارسی
محلی است در هرات که آرامگاه خواجه عبدالله انصاری در آنست .
گازرگه:رختشویخانه، گازرخانه وگازرستان هم گفته شده
۱ - ( اسم ) محل رخت شویی . رخت شوی خانه .
دهی از شهرستان کازرون
گازرگه:رختشویخانه، گازرخانه وگازرستان هم گفته شده
۱ - ( اسم ) محل رخت شویی . رخت شوی خانه .
دهی از شهرستان کازرون
