گارد. (فرانسوی ، اِ) مواظب . مراقب . نگهبان : گارد ملی ، گارد شاهی ، گارد مجلس ، گارد جمهوری ، گارد نجبا. || دسته های منتخب سربازان محافظ شاه یا رئیس مملکت .
گارد. (اِخ ) بخشی از قسمت لانگدوک شرقی ، حاکم نشین آن نیم و شهرهای عمده ٔ آن آلِس دارای 395300 تن سکنه است .پانزدهمین بخش نظامی است . نیم مرکز اسقف نشین است ....
فرهنگ عمید
۱. (نظامی ) عده ای از افراد نظامی که مٲمور محافظت و نگهبانی از محلی یا کسی باشند. ۲. (نظامی ) گروهی از افراد نظامی که برای شرایط ویژه ای آموزش دیده اند: گارد احترام، گارد ضد شورش. ۳. (ورزش ) حالتی که ورزشکاران رشته هایی چون کشتی، بوکس، کاراته، و مانند این ها در هنگام شروع مبارزه به خود می گیرند.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) گروه مسلحی که پاسداری از مکان یا مقامی را بر عهده داشته باشد یا در اجرای مراسم تشریفاتی شرکت کند، پاسگان (فره )، محافظ ، نگهبان .
فرهنگ فارسی
دریچه ایست در شمال ایتالیا و دامنه کوههای آلپ بین ایالت [ برسیا ] و [ ورن ] بمساحت ۳۷٠ کیلو مربع . [ منسیو ] از این دریاچه سرچشمه میگیرد. دریاچه مزبور دارای مناظر زیباست و یکی از مراکز جهنگردی است .پاسبانی، نگهبانی، پاسداری، کشیک، قراول، مراقب، پاسدار، نگهبان، عدهای افرادنظامی که مامورمحافظت ونگهبانی محلی باشند( اسم ) گروهی از سربازان و افسران که مامور حفاظت شاه یا رئیس دولت یا محافظت محلی و یا دف...
دانشنامه عمومی
هنگ؛ نگهبان، محافظ.
مترادف و متضاد
مستحفظ، نگهبان
guard(اسم)
پناه، نگهدار، حائل، پاسبان، محافظ، مستحفظ، احتیاط، نگهبان، گارد، پاسدار، پاس، نرده روی عرشه کشتی، نرده حفاظتی، نگهداری و دفاع کردن از