Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کینه ور

تلفظ بین المللی : /kˈineː vˈar/ تلفظ :‌ [k'ine: v'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • کینه ورز
  • کینه ورزی
  • کینه ورزیدن
  • کینه وری
  • کینه ورس
  • کینه ورلو
  • سد کینه ورس
  • کینه ورزی منافقان
  • کین ور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کینه ور. [ ن َ / ن ِ وَ ] ( ص مرکب ) صاحب کینه و صاحب عداوت و بی مهر. ( برهان ). کینه دار. کینه ورز. ( آنندراج ). پهلوی ، کین ور . ارمنی ، کینه ور ( صاحب کینه ). ( حاشیه برهان چ معین ). حَقود. حاقد.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). بی مهر و صاحب دشمنی وعداوت. بدخواه و بداندیش. ( ناظم الاطباء ). بسیار دشمن. آنکه دشمنی سخت از دیگری به دل دارد : دو خونی برافراخته سر به ماه چنان کینه ور گشته از کین شاه.ف...

فرهنگ عمید

دارای کینه، انتقام جو.

فرهنگ فارسی

انتقام کشنده کینه ور : الوتر ... کینور کردن

کلمات مرتبط

  • کینه ورز
  • کینه ورزی
  • کینه ورزیدن
  • کینه وری
  • کینه ورس
  • کینه ورلو
  • سد کینه ورس
  • کینه ورزی منافقان
  • کین ور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات