کینة. [ ک َ ن َ ] (ع اِ) کُنار. (منتهی الارب ). بار درخت سدر. (از اقرب الموارد). || درخت کُنار. (ناظم الاطباء). || (اِمص ) پذیرفتاری . (منتهی الارب ). پذیرفتاری و کفالت . واحد کَیْن . (ناظم الاطباء). کفالت . (اقرب الموارد).
۱چوبی که روی دستگاه گاو آهن سوار کنند ۲ته هر چیز ۳قنداق تفنگ ...
تکیه ای: kina
طاری: kina
طامه ای: kina
طرقی: kina / qeyz
کشه ای: kina / qeyz
نطنزی: kina
بغض، پدرکشتگی، تنفر، حقد، دشمنی، عداوت، عناد، غرض، کین، نفرت ≠ محبت، مهر