(مَجاز) کمیاب.
(مَجاز) نارده، کم یاب، بی همتا. || نامی است برای دختران.
(تلفظ: kim(i)yā) مادهای فرضی که به گمان قدما فلزاتی مانند مس و قلع را به طلا و نقره تبدیل میکند ، اکسیر؛ (به مجاز) هر چیز نایاب و دست نیافتنی ؛ (در قدیم) (به مجاز) افسون ، مکر و حیله ؛ (در تصوف) (به مجاز) انسان کامل مکمل که میتواند سالکان را تربیت کند و به مقامات عرفانی برساند .
شیمی
۱. اکسیر
۲. شیمی