کیلو. [ ل ُ ] (فرانسوی ، پیشوند) پیشوندی است در زبانهای اروپایی که تعیین می کند که واحدی هزار بار تکثیر شده : کیلوگرم . کیلووات . || (اِ) کیلوگرم (در فرانسوی هم به همین معنی به کار رود). (فرهنگ فارسی معین ).
کیلو. [ ی َ ] (اِ) علف شیران و علف خرس را گویند، و آن میوه ای است صحرایی شبیه به سیب کوچک و آلوچه ، و عربان زعرور خوانندش . (برهان ) (از آنندراج ). زع...
فرهنگ عمید
۱. واحد اندازه گیری وزن، برابر با هزارگرم، کیلوگرم. ۲. هزار (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): کیلوبایت، کیلومتر.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) به معنی هزار است و برای تعیین واحدهای دستگاه متری به کار می رود: کیلوگرم ، کیلومتر.
دانشنامه آزاد فارسی
کیلو (kilo)پیشوندی به معنای هزار، با نماد K، کیلوگرم (kg) و کیلومتر (km) به معنای ۱۰۰۰گرم و ۱۰۰۰متر است. یک کیلو گرم جرم الگویی بین المللی، استوانه ای از آلیاژ پلاتین و ایریدیوم، است که در ادارۀ بین المللی اوزان و مقادیر شهر سِور فرانسه نگهداری می شود.wikijoo: کیلو...
فرهنگ فارسی
۱ - پیشوند یست در زبانهای اروپایی که تعیین میکند که واحدی هزار بار تکثیر شده : کیلو گرم کیلو متر کیلو وات . ۲ - ( اسم ) کیلو گرم ( در فرانسوی هم بهمین معنی بکار رود ) .
دانشنامه عمومی
کیلو– یا کیلوـ (به لاتین: -kilo) یکی از پیشوندهای SI در دستگاه متریک است که برابر است با ۱۰۳ که این عدد هزار نام دارد و نشانهٔ اختصاری (کوته نوشت) آن در دستگاه بین المللی یکاها "K" است.