کیقباد. [ ک َ / ک ِ ق ُ ] (اِخ ) رجوع به کیغباد شود.
کیقباد. [ ک ِ ق ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرمادوز است که در بخش کلیبر شهرستان اهر واقع است و 129 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....
دانشنامه آزاد فارسی
کِیْقُباداولین شاه ایرانی از سلسلۀ کیانیان. پس از مردن گرشاسب، آخرین پادشاه پیشدادی، با آن که پسران نوذر در حیات بودند و خاندان فریدون هنوز ازمیان نرفته بود، اما چون فرّ ایزدی با آنان نبود، ناگزیر به پادشاهی نرسیدند. زال پس از مشاورت با موبدان، کیقباد را که دارای فرّ ایزدی و برازندۀ تاج وتخت بود، به پادشاهی برگزید و رستم، پسر زال، به کوه البرز، محل اقامت کیقباد، رفت و او را به استخر آورد. بعد از ر...
فرهنگ فارسی
نام دو تن از پادشاهان سلجوقیان آسیای صغیر ( روم ) : غلائ الدین کیقباد. یا کیقباد اول . بن عز الدین کیکاوس ( جل . ۶۳۴ - ۶۱۶ ه . ) . وی یکی از پادشاهان سلاجقه روم میباشد. یا کیقباد دوم . علائ الدین برادر غیاث الدین مسعود روم آخرین پادشاه از سلاجقه روم ( جل. ۷٠٠ - ۶۹۷ ه . ) وی بامر غازان خان ایلخان مغول کشته شد و عمر دولت سلاجقه روم پایان یافت .
دانشنامه عمومی
کی قَباد (کوی کَوات) اوستا، اولین شاه از سلسلهٔ کیانیان است. پس از مرگ گرشاسپ آخرین شاه از شاهان پیشدادی، با اینکه طوس و گستهم، پسران نوذر، زنده بودند و دودمان فریدون هنوز از میان نرفته بود، زال پس از مشورت با موبدان و بزرگان ایران، یکی از نوادگان فریدون به نام کی قباد را که دارای فرّ ایزدی و برازندهٔ تاج و تخت کیان بود به شاهی برگزید. زال رستم را به البرز کوه فرستاد تا کیقباد را یافته به ایران بی...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: key qobād) به معنی ' کی محبوب و سرور گرامی' ؛ (در اعلام) نام نخستین پادشاه سلسلهی کیانی؛ نام دو تن از پادشاهان سلجوقیان آسیای کوچک (صغیر) .
اسم: کیقباد (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: key qobād) (فارسی: کِيقباد) (انگلیسی: key ghobad) معنی: پادشاه محبوب و سرور گرامی، به معنی «کی محبوب و سرور گرامی»، ( اَعلام ) ) ( = قباد ) ( در شاهنامه ) شاه داستانی ایران، نخستین شاه از سلسله ی ک...