معانی کلمه : کیست
لغت نامه دهخدا
کیست . (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح پزشکی ) کیسه . (فرهنگ فارسی معین ). نوعی تومور (غده ) که محتوی مایع یا نیم مایع باشد. (از لاروس ). رجوع به معنی آخر کیسه شود.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) کیسه ای با جدار غشایی در بافت ها، دارای مادة مایع یا نیمه جامد که ممکن است طبیعی یا مرضی باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
کیسْت (cyst)
فضای توخالی در بدن حیوان یا گیاه. با لایۀ یاخته های پوششی پوشیده شده و معمولاً حاوی مایع است. کیست ممکن است مثل مثانه طبیعی یا مثل کیست تخمدانی غیرطبیعی باشد.
فضای توخالی در بدن حیوان یا گیاه. با لایۀ یاخته های پوششی پوشیده شده و معمولاً حاوی مایع است. کیست ممکن است مثل مثانه طبیعی یا مثل کیست تخمدانی غیرطبیعی باشد.
wikijoo: کیست
فرهنگ فارسی
( اسم ) کیسه .
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
کینِه
