معانی کلمه : کوکائین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آلکالوئیدی جامد، سفید مایل به زرد، بی بو، و تلخ مزه که از برگ های درخت کوکا استخراج می شود و مصرف دارویی دارد.
فرهنگ معین
(کُ ) [ فر. ] (اِ. ) ماده ای است بی بو و تلخ که از برگ درخت کوکا استخراج می شود، خاصیت بیهوش کنندگی دارد. مصرف زیاد آن اعتیادآور است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
cocaine (اسم)
کوکائین
