کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کوهستانی | کلماتور
معانی کلمه : کوهستانی
تلفظ بین المللی :
/kˌuhestˈɑni/
تلفظ :
[k,uhest'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
کوهستانی باشگاه
دیدبانی کوهستانی
سرددشت کوهستانی
بارش کوهستانی
کلبه مهمانخانۀ کوهستانی
کلبه هتل کوهستانی
کلبۀ کوهستانی
گوریل کوهستانی
درخت راج کوهستانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
کوهستانی. [ هَِ ] ( ص نسبی ) کوهی و منسوب و متعلق به کوهستان. ( ناظم الاطباء ). منسوب به کوهستان. کوهی. جبلی : منطقه کوهستانی. ناحیه کوهستانی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوهستان شود.
فرهنگ فارسی
جادهای که شیب آن بین هفت تا بیست درصد متغیر باشد
منسوب به کوهستان کوهی جبلی : منطق. کوهستانی ناحی. کوهستانی .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
mountaineer (اسم)کوهنورد، کوه پیما، کوهستانی، ساکن کوهmountain (اسم)کوه، کوهستانی، کوهستانhigkmtor_omniand (صفت)احمقانه، کوهستانیmountainous (صفت)کوهستانی، کوه مانندrangy (صفت)ولگرد، کوهستانی، پا دراز و لاغر...
فرهنگستان زبان و ادب
{mountainous terrain} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] جاده ای که شیب آن بین هفت تا بیست درصد متغیر باشد
کلمات مرتبط
کوهستانی باشگاه
دیدبانی کوهستانی
سرددشت کوهستانی
بارش کوهستانی
کلبه مهمانخانۀ کوهستانی
کلبه هتل کوهستانی
کلبۀ کوهستانی
گوریل کوهستانی
درخت راج کوهستانی
نظرات