کوهسار. ( اِ مرکب ) کوهساران. کوهستان. کهساره. کهستان. ( آنندراج ). کوهساره. کشوری که در آن کوه بسیار باشد. ( ناظم الاطباء ). ( از: کوه + سار، سر، پسوند مکان ) تحت لفظ به معنی ناحیه کوه. کوهستانی. کوهستان. ناحیه ای که در آن کوه باشد. ( حاشیه برهان چ معین ). کهسار : بیامد دمان سوی آن کوهسارکه افکنده خود کند خواستار.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 1 ص 137 ).بپرسید دیگر که بر کوهساریکی شارسان یافتم استوا...
فرهنگ عمید
کوهستان#NAME?
= کوهستان
فرهنگ معین
(هْ ) (اِمر. ) کوهپایه .
فرهنگ فارسی
جائی که کوه بسیارباشد، کهساروکهساره وکهساران وکوهساران هم میگویند ( اسم ) ۱ - زمینی که در آن کوه باشد . ۲ - کوهستان
دانشنامه عمومی
واژه یا تَرم کوهسار (به انگلیسی: Higkmtor_omniand) یا تپه سار (به انگلیسی: Upland) برای اشاره به هرگونه ناحیهٔ کوهستانی یا فلات برآمدهٔ کوهستانی به کار می رود. واژه تپه سار بیشتر برای اشاره به رشته تپه هایی با بلندای ۵۰۰ تا ۶۰۰ متر، و واژه کوهسار برای اشاره به رشته کوههایی با بلندای کم کاربرد دارد.که در مجموع به واژه کوهساران شهرت پیدا کرده.wiki: استان البرز ایران است. این شهر در شهرستان ساوجبلاغ ...
فرهنگ اسم ها
اسم: کوهسار (پسر) (فارسی) (تلفظ: kohsar) (فارسی: کوهسار) (انگلیسی: kohsar) معنی: جایی که دارای کوههای متعدد است