کولی . (اِ) کلی . (فرهنگ فارسی معین ). قسمی ماهی خرد پرتیغ. قسمی ماهی دریای خزر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلی شود. || نوعی ماهی که در چاه بهار می خورند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
(حامص .) سواری روی کول و پشت .
(کُ) (ص نسب .) 1 - دوره گرد، بیابانگرد. 2 - فاحشه . 3 - غرشمال ، ارقه .
غرشمال، در گفتگوهای عامیانه.
(جنوب ایران) در بنادر و اسکله ها به معنای حمال، حمال باشی، عمله و فعله رایج است. ظاهراً این کلمه از هند به مناطق جنوبی ایران آمده و در زبان انگلیسی نیز به همان معنا و با املای Coolie به کار می رود.
لانه ی ماکیان
بداخلاق – جنجال انگیز و هوچی – بی ادب
غربتی، غرشمال، قرشمال، لوریوش، لوری، لولی