کوسه . [ س ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان جیرستان که در بخش باجگیران شهرستان قوچان واقع است و 347 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
مردی که فقط چانهاش مو داشته باشد و گونههایش بیمو باشد؛ کوسج.
نوعی ماهی بزرگ با دندانهای تیز، آروارههای قوی، و بدنی پوشیده از فلس که بسیار سریع و تهاجمی عمل میکند؛ کوسهماهی.
مرد کم ریش یا کاملا بی ریش
۱احشامی که بیضه ی کوچک دارند ۲ناقص،معیوب ۳بی مو
1. کوسه؛ 2. مرد بىریش.
ماهی، نون
بیریش، کمریش
۱. بیریش، کمریش
۲. ماهی، نون