کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کوسن | کلماتور
معانی کلمه : کوسن
تلفظ بین المللی :
/kˈuːsan/
تلفظ :
[k'u:san]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کوسن دوپرسوال ارمان پیر
کوسن دوپرسوال ژان ژاک انتوان
با کوسن و بالش نرم مزین کردن
بخش کوسن کور سور لوار
سلطان کوسن
کوسنبل
البرت کوسنتس
اچ ام سی اس کوسنل
ایزدبکی کوسنه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
کوسن. [ س َ ] ( اِ ) ( در بم ) قسمی گیاه طبی که شکم راند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ عمید
بالش کوچک تزیینی که برای تکیه دادن روی مبل یا کاناپه گذاشته می شود.
فرهنگ معین
(سَ ) [ فر. ] (اِ. ) بالش ، بالشتک .
فرهنگ فارسی
بالش، بالشتک، زیرسری
قسمی گیاه طبی که شکم راند .
دانشنامه عمومی
بالشت، بالشتک.
کوسن (به آلمانی: Kössen) یک منطقهٔ مسکونی در اتریش است که در کیتسبول واقع شده است. کوسن ۴٬۲۰۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای اتریش
wiki:
کوسن
مترادف و متضاد
cushion
(اسم)
پشتی، متکا، چنبره، کوسن، زیر سازی، مخده
squab
(اسم)
نیمکت، جوجه، کوسن، تپلی
کلمات مرتبط
کوسن دوپرسوال ارمان پیر
کوسن دوپرسوال ژان ژاک انتوان
با کوسن و بالش نرم مزین کردن
بخش کوسن کور سور لوار
سلطان کوسن
کوسنبل
البرت کوسنتس
اچ ام سی اس کوسنل
ایزدبکی کوسنه
نظرات