Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوس

تلفظ بین المللی : /kˈuːs/ تلفظ :‌ [k'u:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضاد
  • کؤس
  • کوس برداشتن
  • کوس برکشیدن
  • کوس بستن
  • کوس خوردن
  • کوس صبح
  • کوس فروکوفتن
  • کوس محمودی
  • کوس نواختن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کوس . (اِخ ) جزیره ای است در بحر ایجی به شمال غربی رودس . (قاموس کتاب مقدس ).

کوس . (ع ص ، اِ) ج ِ کوساء: رمال کوس ؛ یعنی ریگهای برهم نشسته . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به کوساء شود.

کوس . (هندی ، اِ) بهندی بمعنی کروه است که ثلث فرسخ باشد. (برهان ) (آنندراج ). واحد مسافت معادل ثلث فرسخ . کروه . (فرهن...

فرهنگ عمید

۱. (موسیقی ) طبل بزرگ، دهل.
۲. [قدیمی] آسیب، صدمه، لطمه، ضربه: تبر از بس که زد به دشمن کوس / سرخ شد همچو لالکای خروس (رودکی: ۵۴۵ ).

فرهنگ معین

(اِ.) دُهل ، طبل بزرگ .

(اِ.) گوشة جامه و گلیم و پلاس که از گوشه ای دیگر درازتر باشد.

(اِ. ) دُهل ، طبل بزرگ .
(اِ. ) گوشة جامه و گلیم و پلاس که از گوشه ای دیگر درازتر باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

کوس (Kos)جزیره ای در یونان، از جزایر دودکانز، در دریای اژه با ۲۸۷ کیلومتر مربع مساحت و ۲۱,۳۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۸). بخشی از آن کوهستانی، و بخش های دیگر بسیار حاصل خیزند. این جزیره در فاصلۀ ۱۰ کیلومتری مرز ترکیه قرار دارد. شهر اصلی آن، کوس، در شمال شرقی جزیره واقع شده است. جزیره کوس از پیش از تاریخ مسکونی بوده و در ایلیاد نیز ثبت شده است. بقراط، پزشک یونانی، در این شهر زاده شد و مدرسه ای در آن تأسیس کر...

فرهنگ فارسی

دهل، طبل بزرگ، کوست نیزگفته شده، بعربی هم کوس میگویند، کوست: آسیب، صدمه، لطمه، ضربه
( اسم ) واحد مسافت معادل ثلث فرسخ کروه .
باد نکبائ که بروی باد دیگر به درازا وزد . یا کلمه است که بهنگام ترس از غرق شدن گویند.

دانشنامه عمومی

کوس می تواند به موارد زیر اشاره کند:کوس (ساز)جزیره کس (جزیرهٔ کوس)wiki: نقارهٔ بزرگ تعریف کرده اند ولی تفاوتش با سازهای دیگر ضربی این بوده که بدنهٔ آن به شکل کاسه یا نیم کاسه بوده است. این آلت ضربی عظیم را معمولاً روی شتر یا فیل می بستند و می نواختند. کوس بزرگ ترین ساز از خانوادهٔ آلات موسیقی کوبه ای است که در ساختمان آن پوست بکار رفته است. این ساز تشکیل می شود از کاسه ای بزرگ از روی و مس که بر ده...

گویش مازنی

۱سمبه ی تفنگ،چمبه ۲فشار،صدمه،هول

/koos/ سمبه ی تفنگ، چمبه - فشار، صدمه، هول

گویش بختیاری

پَرِش.

مترادف و متضاد

هل‌دادن

فروکوفتن

دهل، طبل، نقاره

۱. دهل، طبل، نقاره
۲. فروکوفتن
۳. هلدادن

bass drum (اسم)کوس، طبل بزرگkettledrum (اسم)کوس، دهل، نقاره، دمامه، عصرانه مفصلtimpani (اسم)کوس، دهل، نقارهtom-tom (اسم)کوس، طبل، طبل سرخپوستان...

کلمات مرتبط

  • کؤس
  • کوس برداشتن
  • کوس برکشیدن
  • کوس بستن
  • کوس خوردن
  • کوس صبح
  • کوس فروکوفتن
  • کوس محمودی
  • کوس نواختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات