کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کورۀ برقی
تلفظ بین المللی :
/kuːrˈeje bˈarq1i/
تلفظ :
[ku:R'eje b'aRq1i]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
سرزنش برای یک اسب کور
کورۀ اتاقکی
کورۀ الکترودغوطه ور
کورۀ بازتابی
کورۀ بلند
کورۀ تاب کاری
کورۀ خلأ
کورۀ دوّار
کورۀ شیشه
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
کورهای که منبع اصلی حرارت آن برق است
فرهنگستان زبان و ادب
{electric furnace} [سرامیک] کوره ای که منبع اصلی حرارت آن برق است
کلمات مرتبط
سرزنش برای یک اسب کور
کورۀ اتاقکی
کورۀ الکترودغوطه ور
کورۀ بازتابی
کورۀ بلند
کورۀ تاب کاری
کورۀ خلأ
کورۀ دوّار
کورۀ شیشه
نظرات