کورمال رفتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) کورمال کورمال رفتن. رفتن با سودن دست به زمین یا دیوار، چنانکه کوران. با سودن دست به زمین برای دریافتن بلندی و پستی زمین و احتراز از سقوط راه رفتن. بی دیدن بوسیله مالیدن دست راه رفتن. بی دیدن بوسیله مالیدن دست راه جستن. دست به دیوار یا زمین سوده رفتن ، چنانکه در تاریکی شدید به راهی مجهول. دست به زمین یا به دیواره سوده رفتن ، چنانکه کوری یا رونده ای در تاریکی. ( ی...
فرهنگ فارسی
یا کورمال کورمال رفتن رفتن با سودن دست به زمین یا دیوار چنانگه کوران. دست به زمین یا به دیوار سوده رفتن چنانکه کوری یا رونده در تاریکی