Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کور کورکی

تلفظ بین المللی : /kˈuːr kuːrˈaki/ تلفظ :‌ [k'u:R ku:R'aki]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • کور مورکی
  • کورکورکی
  • کورکوری
  • کورکورک
  • لهر کورکورک
  • کورکوری کردن
  • کورمورکی
  • کورکوریس
  • کوکورکی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

کورکورکی. [ رَ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) راه رفتن آهسته و بااحتیاط در تاریکی چون کوران.

فرهنگ فارسی

را ه رفتن آهسته و با احتیاط در تاریکی چون کوران

گویش مازنی

از روی بی فکری – کورکورانه

/koor kooraki/ از روی بی فکری – کورکورانه

کلمات مرتبط

  • کور مورکی
  • کورکورکی
  • کورکوری
  • کورکورک
  • لهر کورکورک
  • کورکوری کردن
  • کورمورکی
  • کورکوریس
  • کوکورکی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات