Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کور نمک

تلفظ بین المللی : /kˈuːr nˈamak/ تلفظ :‌ [k'u:R n'amak]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نمک کور
  • کله نمک کور
  • کور نمکی
  • کویر نمک
  • کویر نمک سیرجان
  • نمک کوثر
  • کویر نمک رفسنجا
  • کویر نمک رفسنجان
  • نمک کوب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کورنمک. [ ن َ م َ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم نمک بحرام و حرام نمک باشد. ( برهان ). کسی که پاس نمک نداشته باشد و با ولی نعمت بد بازد، مرادف نمک بحرام. ( آنندراج ). مردم نمک بحرام و حرام نمک. ( ناظم الاطباء ). حق نشناس. نمک بحرام. ( فرهنگ فارسی معین ). امروز نمک کور گویند. ( حاشیه برهان چ معین ). نمک نشناس.

فرهنگ فارسی

حق نشناس نمک بحرام .

کلمات مرتبط

  • نمک کور
  • کله نمک کور
  • کور نمکی
  • کویر نمک
  • کویر نمک سیرجان
  • نمک کوثر
  • کویر نمک رفسنجا
  • کویر نمک رفسنجان
  • نمک کوب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات