( اسم ) ۱ - سوار مجرب سوار. آزموده . ۲ - کهنه کار در جنگ جنگ آزموده . ۳ - ( زورخانه ) مرشد زورخانه کسی که تعلیم کشتی گیری و ورزش باستانی دهد : آفرین باد بگفتار خوش کهنه سوار آن پسر خواند. پریای ولی در همه کار . ( گل کشتی ) ۴ - بسیار ماهر و زرنگ : از آن کهنه سوار هاست .