Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کهن پوستین

تلفظ بین المللی : /kˈohan pˈuːstin/ تلفظ :‌ [k'ohan p'u:stin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پوستی که در ان زندگی می کنم
  • کهن
  • کهن اباد
  • کهن اوازه
  • کهن بازار
  • کهن باکتری ها
  • کهن جامه
  • کهن حادثه
  • کهن خرابات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کهن پوستین. [ ک ُ هَم ْ / هُم ْ ] ( ص مرکب ) شخصی که به سبب کبر سن پوست اندامش به رنگ پوستین شده باشد. ( از آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ) :
کهن پوستینی درآمد به جنگ
چو از ژرف دریا برآید نهنگ.
نظامی ( از آنندراج ).
|| آنکه دارای شکل پیر و لباس کهنه باشد. || پیرمرد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شخصی که بسبب کبر سن پوست اندامش برنگ پوستین شده باشد : کهن پوستینی در آمد بجنگ چو از ژرف دریا بر آید نهنگ . ( نظامی ) توضیح درین بیت استعار. مکنیه است زیرا غرض تشبیه پهلوان مذکور است بگرگ کهنه و در بعضی نسخ خشن پوستینی آمده

کلمات مرتبط

  • پوستی که در ان زندگی می کنم
  • کهن
  • کهن اباد
  • کهن اوازه
  • کهن بازار
  • کهن باکتری ها
  • کهن جامه
  • کهن حادثه
  • کهن خرابات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات