کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کنگره دار کردن
تلفظ بین المللی :
/kˌonɡerˈeːdɑr kˈardan/
تلفظ :
[k,ongeR'e:dAR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کناره دار کردن
کنگره دار
ته تیزک کنگره دار
سپر کناره دار
خفت کوتاه کن گره دار
دار کنگه
کنگره موسیقی عربی در قاهره
ملک الشعرای مشاور کتابخانه کنگره در امر شعر
نگاره هایی از کنگره در لیون
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
mill (فعل)اسیاب کردن، عمل اسیاب کردن، کنگره دار کردنjag (فعل)دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدنknurl (فعل)کنگره دار کردن...
کلمات مرتبط
کناره دار کردن
کنگره دار
ته تیزک کنگره دار
سپر کناره دار
خفت کوتاه کن گره دار
دار کنگه
کنگره موسیقی عربی در قاهره
ملک الشعرای مشاور کتابخانه کنگره در امر شعر
نگاره هایی از کنگره در لیون
نظرات