Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنودانه

تلفظ بین المللی : /kˌonuːdˈɑneː/ تلفظ :‌ [k,onu:d'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • کدودانه
  • کنبدانه
  • کبودانه
  • کندانه سر
  • کنودان
  • کندانه
  • گرد کندوانه
  • محوطه کاودانه
  • روان درمانی روان کاوانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

کنودانه. [ ک َ ن َوْ / ک َ نو ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) کنودان که شاهدانه باشد و آن تخم بنگ است. ( برهان ) ( آنندراج ). تخم آن [ کنب ] که شاهدانه نیز گویند. ( فرهنگ رشیدی ). حب الفتیان. ( مهذب الاسماء ). کنودان. رجوع به همین کلمه شود.

فرهنگ عمید

شاهدانه، تخم بنگ.

کلمات مرتبط

  • کدودانه
  • کنبدانه
  • کبودانه
  • کندانه سر
  • کنودان
  • کندانه
  • گرد کندوانه
  • محوطه کاودانه
  • روان درمانی روان کاوانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات