کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کنستانس-اول | کلماتور
معنی کلمه : کنستانس اول
تلفظ بین المللی :
/kˌanastˈɑns ˈavval/
تلفظ :
[k,anast'Ans 'avval]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
کنستانت اول
کنستانس دریاچه
کنستانس دوم
کنستانس شهر
کنستانس شورای
کنستانس فلاویوس یولیوس
کنستانس سوم
کنستانس اراگون
کنستانس استوکس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کنستانس اول. [ ک ُ س ِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) امپراطور روم ( متولد حدود 225 فوت 306 م. ) وی از سال 305 تا 306 امپراطور روم بود و بنیانگذار «فلاوین ها» و پدر کنستانتین اول است. ( از لاروس ).
کلمات مرتبط
کنستانت اول
کنستانس دریاچه
کنستانس دوم
کنستانس شهر
کنستانس شورای
کنستانس فلاویوس یولیوس
کنستانس سوم
کنستانس اراگون
کنستانس استوکس
نظرات