Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کندواله

تلفظ بین المللی : /kondvˈɑleː/ تلفظ :‌ [kondv'Ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • کندوله
  • کنداواله
  • کنداوله
  • تپه قلعه مروان کندوله
  • دهستان کندوله
  • کندوال
  • گرد کندوانه
  • کدواده
  • کنجاله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

کندواله. [ ک ُ ل َ / ل ِ ] ( ص ) مرد بلندبالای قوی هیکل. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( جهانگیری ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : چاکرانت به گه رزم و گه بزم بوندکندواله چو تهمتن چو فلاطون کندا.شهاب الدین عبداﷲ ( از آنندراج ).|| پسر امرد بداندام و زشت و او را کرتله هم می گویند. ( برهان ). امردقوی جثه که به اصفهان کرتله خوانند. ( فرهنگ رشیدی ). امرد قوی جثه و آن را کنداواله گفته اند. ( انجمن آرا ) ( آن...

فرهنگ عمید

۱. جوان تنومند.
۲. درشت اندام.
۳. قوی هیکل.

فرهنگ معین

(کُ لِ ) (ص . )تنومند، درشت هیکل .

کلمات مرتبط

  • کندوله
  • کنداواله
  • کنداوله
  • تپه قلعه مروان کندوله
  • دهستان کندوله
  • کندوال
  • گرد کندوانه
  • کدواده
  • کنجاله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات