کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کند-و-مند | کلماتور
معنی کلمه : کند و مند
تلفظ بین المللی :
/kˈonad vˈa mˈand/
تلفظ :
[k'onad v'a m'and]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
وحدت قومی کرد و ماد
کند و بد رشد کننده
کند و زنجیر
کند و زنجیز
کند و کا
کند و کلوزه
کند و کلوزه سهدن
کند و سوز
کند و سوز لیزری
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کند و مند. [ ک َ دُ م َ ] ( ص مرکب ، از اتباع ) از قبیل توابعند یعنی خراب و ویران و کنده شده. ( فرهنگ رشیدی ) :
کدام باره که نفکند زنده پیل تو شاه
کنون رسوم دیار است و کندومند اطلال .
عنصری ( دیوان چ قریب ص 204 ).
رجوع به کندمند شود.
کلمات مرتبط
وحدت قومی کرد و ماد
کند و بد رشد کننده
کند و زنجیر
کند و زنجیز
کند و کا
کند و کلوزه
کند و کلوزه سهدن
کند و سوز
کند و سوز لیزری
نظرات